یکی از رایجترین پرسشهایی که در تأمین قطعات دریافت میکنیم این است که چرا یک شماره قطعه واحد میتواند در بازار با قیمتهای بسیار متفاوت ظاهر شود.
در نگاه اول، دو پیشنهاد ممکن است یکسان به نظر برسند. سازنده همان است، شماره قطعه همان است و توضیح نیز همان است. اما در واقعیت، ارزش تجاری واحدها میتواند کاملاً متفاوت باشد.
وضعیت معمولاً نخستین عامل مهم است. یک قطعه نو کارخانهای، موجودی مازاد نو، یک واحد اورهالشده و یک واحد قابل سرویس ممکن است همگی با همان شماره قطعه عرضه شوند. حتی در یک دستهبندی وضعیت یکسان، تفاوت در تاریخ ساخت، عمر باقیمانده، سابقه انبارش و نصب قبلی میتواند به طور قابل توجهی بر قیمت اثر بگذارد.
مستندات نیز به همان اندازه مهم است. واحدی که با قابلیت رهگیری کامل، گواهی ترخیص مجاز و سابقه مالکیت شفاف ارائه میشود، معمولاً قیمت بالاتری نسبت به کالایی با مدارک ناقص خواهد داشت. برای بسیاری از کاربردهای هوانوردی، مستندات میتواند تقریباً به اندازه خود قطعه فیزیکی اهمیت داشته باشد.
موقعیت موجودی و دسترسپذیری نیز بر قیمتگذاری اثر میگذارند. قطعهای که به صورت فیزیکی در اروپا برای ارسال فوری موجود است، ممکن است از همان کالا با زمان تحویل طولانی کارخانه گرانتر باشد. در شرایط فوری، مشتریان اغلب فقط برای قطعه پرداخت نمیکنند، بلکه برای اطمینان و سرعت تحویل نیز هزینه میپردازند.
تعداد میتواند دوباره تصویر را تغییر دهد. تأمینکنندگان ممکن است برای یک عدد، ده عدد یا کل یک لات موجود، قیمتهای واحد بسیار متفاوتی ارائه کنند. به همین دلیل، یک RFQ واحد گاهی میتواند پیشفاکتورهایی ایجاد کند که تا زمان بررسی ساختار تعداد، ناسازگار به نظر میرسند.
به همین دلیل، Haubot Parts پیشنهادهای قطعات را فقط بر اساس قیمت ارزیابی نمیکند. پیش از ارائه یک گزینه به مشتری، ما وضعیت، گواهی، قابلیت رهگیری، دادههای ساخت، موجودی، موقعیت و شرایط تحویل را بررسی میکنیم.
در تأمین قطعات، ارزانترین واحد لزوماً ارزانترین راهحل نیست.